ناظرین کشاورزی

اخبار

دیگران دیگر!

دیگران دیگری که به قول دکتر نوبخت به جای ناظرین کشاورزی استخدام شدند را معرفی کنید.

هر کدام از ناظرین از همه شهرها همکاری کنید.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم خرداد 1393ساعت 15:9  توسط ناظر  | 

باعث و بانی مشکلات ناظرین

ما اصلاً از شما دلگیر نیستیم!جناب دکتر خلیلیان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393ساعت 21:32  توسط ناظر  | 

دکتر عثمانی مچکریم

دکتر محمد قسیم عثمانی نماینده مردم شریف بوکان در مجلس شورای اسلامی

همدل وهمراه همیشگی ناظرین کشاورزی

که در روز گردهمایی 20 خرداد شخصاً در محل معاونت برنامه ریزی ریاست جمهوری حضور یافت و از ناظرین کشاورزی حمایت کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393ساعت 17:1  توسط ناظر  | 

آمار نامه جهاد کشاورزی

جهت استحضار پیرو مصاحبه جناب آقای دکتر نوبخت معاون رئیس جمهور در دولت تدبیر وامید:

لازم بذکر است آمار ذیل شامل امسال (93)نمی شود.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393ساعت 0:9  توسط ناظر  | 

دکتر روحانی دست به دامان ت شدیم

ناظرین کشاورزی استان ایلام امروز در سفر دکتر روحانی گل کاشتند
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393ساعت 23:51  توسط ناظر  | 

کرمانشاه پیشتاز است.

صد آفرین بر همت بلندت

ودعای خیر ناظرین کشاورزی وخانواده های شان ذخیره دنیای باقی ت باشد.

 با تلاش و همت مهندس علی اشرف منصوری وصد البته ناظرین کشاورزی فعال استان کرمانشاه که خود از بانیان طرح استخدام ناظرین بودند ، ناظرین کشاورزی کرمانشاه به استخدام سازمان جهاد کشاورزی درآمدند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393ساعت 20:39  توسط ناظر  | 

استخدام ناظرین کشاورزی

بالاخره پس از کش و قوسهای زیاد مهندسین ناظر کشاورزی در استان کرمانشاه به شکل رسمی به استخدام وزارت جهاد کشاورزی در آمدند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393ساعت 23:20  توسط ناظر  | 

لغو ۱۶ مصوبه استخدامی دولت قبلی

معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهوری با استناد به ۴ دلیل، ۱۶ بخشنامه دولت گذشته در حوزه استخدام را لغو کرد.

به گزارش تسنیم، در گزارش معاونت توسعه مدیریت آمده است: با عنایت به اینکه اجرای برخی از بخشنامه ها و دستورالعمل های صادره از این معاونت در حوزه استخدام و تبدیل وضعیت، بنا به یکی از دلایل ذیل منتفی شده است:

الف- بخشنامه مستند به یکی از مصوبات هیأت وزیران بوده و مصوبه مربوطه در حال حاضر حسب مورد لغو، ابطال، یا ملغی الاثر شده و یا قابلیت اجرایی خود را از دست داده است؛

ب- بخشنامه در اجرای احکام و تکالیف مقرر در قانون برنامه چهارم توسعه صادر شده و با منقضی شدن آن و لازم الاجرا شدن قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه –مصوب 1389-، نیازمند بازنگری است؛

ج- بخشنامه به صورت مقطعی صادر شده و حسب مورد، در زمان اعتبار، اجرا شده و یا موضوع آن منتفی گردیده است؛

د- موضوع بخشنامه صادره قبلی با صدور بخشنامه های بعدی این معاونت، تعیین تکلیف شده است؛

لذا بدین وسیله با هدف مقررات زدایی و از میان بردن ابهامات دستگاه های اجرایی و کاهش مکاتبات، اعلام می نماید، بخشنامه های ذیل الذکر در حال حاضر قابلیت اجرایی ندارند:

1 - شماره 66741/100 مورخ 24/04/1385
2- شماره 135938/100 مورخ 17/08/1385
3-  شماره 4848/100 مورخ 20/01/1386
4 -  شماره 85905/100 مورخ 12/09/1387
5-  شماره 9728/200 مورخ 10/03/1389
6-  شماره 50796/200 مورخ 05/10/1389
7 - شماره 56141/234 مورخ 29/10/1389
8- شماره 60123/200 مورخ 01/12/1389
9 - شماره 1050/90/230 مورخ 23/01/1390
10 - شماره 12515/200 مورخ 30/05/1390
11 - شماره 18374/200 مورخ 25/07/1390
12 - شماره 28298/200 مورخ 09/11/1390
13 - شماره 29709/220 مورخ 23/11/1390
14 - شماره 1309/91/200 مورخ 22/01/1391
15 - شماره 40846/91/230 مورخ 21/10/1391
16 - شماره 1923/92/200 مورخ 08/02/1392


لازم بذکر است خوشبختانه مصوبه استخدام مهندسین ناظر کشاورزی جزو مصوبات لغو شده نیست.

شماره مصوبه استخدام مهندسین ناظر کشاورزی 3703/91/200 مورخ 16/2/91 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393ساعت 20:53  توسط ناظر  | 

این آقای قاضی پور هم فدایی دارد.


همشهری جوان/شماره 449

وقتی وارد تحریریه شد، کامران بارنجی‌مان کم بود. چند کلمه‌ای به زبان اصلی صحبت کرد و بعد که چهره هاج و واج ما را دید و متوجه شد همکلامی ندارد، با همان گارد از پیش‌فرض شده درباره همه خبرنگارانِ عالم، نشست برای گفت‌وگو. در تمام مدت مصاحبه در این کشاکش بودیم که بتوانیم این گارد را بشکنیم و خودِ آقای نماینده مشهور را -بدون قضاوت‌ها و حرف‌وحدیث‌ها- بیرون بکشیم. کاری که موفق شده باشیم یا نه، در این صفحه مشخص است.

 

مردی که به دلیل صراحت لهجه، جنس کلام و نوع بیان مخالفت‌هایش با فاصله‌ای آشکار و غیرقابل انکاری مشهورترین نماینده سال 92 بود و یک‌تنه می‌توانست بهارستان را -بدون نیاز به چهره‌های سیاسیِ آنچنانی و اظهارنظرهای عجیب و غریب- به نُقل محافل بدل کند.
 

«نادر قاضی‌پور» بی‌راننده و محافظ و آلایش‌هایی از این دست به دفتر ما آمد، بی‌چایی و پذیرایی حرف زد و بی‌کلاس گذاشتن‌های معمول رفت و حریم از پیش‌فرض‌شده‌اش را هم با خود برد. ما ماندیم و مصاحبه‌ای که باید امانت‌دار کاملِ جنس کلام او باشد. پس این گفت‌وگو را با صدای قاضی‌پور بخوانید تا لذتش چند برابر شود و کشاکش ما معنا پیدا کند.

 

 چه خبر؟
خبر دو نقطه، یکی بالا یکی پایین. 
 

 ببخشید! یعنی چی؟
دو تا نقطه دارد دیگر خبر. یکی بالا یکی پایین. 
 

 آهان! درست است که به شما می‌گویند آقای همیشه مخالف مجلس؟
نه مخالف که نیستیم. ما طرفدار مجلسیم. مخالف تک‌روی‌ها هستیم. مخالف رانت‌ها هستیم. مخالف منیت‌ها هستیم.
 ولی در جلسات رای اعتماد -یک‌تنه- مخالف 4 وزیر صحبت کردید...
 

آنهایی که آن موقع برای وزارت سینه چاک می‌کردند، چرا استیضاح می‌کنند الان؟ 
 متوجه نشدیم، بیشتر توضیح می‌دهید؟
ما برنامه وزارتخانه را می‌خوانیم. سند اهداف پنج ساله را می‌خوانیم و تطبیق می‌دهیم. عملکرد گذشته افراد را تحقیق می‌کنیم. می‌بینیم این برای این وزارتخانه می‌تواند مسئولیت قبول کند یا نمی‌تواند. بعد به این نتیجه می‌رسیم که نمی‌تواند. ما با عملکرد ایشان با وزارت مخالفت می‌کنیم با شخصیت افراد کار نداریم. ما خیلی کمتر به محتویات و زندگی افراد دخالت می‌کنیم. 
 

 اگر همه در مجلس این کار را می‌کنند، پس چرا تریبون مخالفت به اسم شما نوشته شده؟
چه اشکال دارد. بالاخره باید یکی رکورددار باشد! ما نه چپیم. نه راستیم. ما اصولگرای مستقل هستیم. نظاممان را دوست داریم. رهبرمان را دوست داریم. مملکتمان را دوست داریم. دینمان، قرآنمان را، عاشورایمان را دوست داریم. فکر می‌کنیم به عنوان تکلیف شرعی باید حقایق را بگوییم. 
 

 وزیر اقتصاد هیچ مخالفی نداشت، فقط شما سخنرانی کردید. خب این‌ها یعنی چی؟بله، الان استیضاحش را هم امضا کردم. 
 

 چرا؟ به خاطر سبد کالا؟
ایشان 20 سال در پشت‌صحنه، همه‌کاره اقتصاد ایران بود؛ 20سال تمام. شما فکر کنید سیستمی که جزایری می‌آید، بابک زنجانی می‌آید و چیزهای دیگر می‌آید، از عدم توانایی این افراد است که اینها رشد می‌کنند.
 منظورمان این بود که شما به تخصص اعتقاد دارید؟ چون خودتان عضو کمیسیون صنایع هستید، اما مخالف وزیر امورخارجه هم صحبت کردید.
 

اولا اصل ۸۴ می‌گوید نماینده در تمام امورات کشور مسئول است. ثانیا ما دوستان داریم، رفقا داریم، آشنایان داریم، تخصص کافی دارند، شما حساب کنید برای منفردمیلی [میلی منفرد] در پنج اصل مخالفت کردم که هر پنج تایش هم درست درآمد. ما اطلاعات عمومی که بد نداریم. ارتباط مردمی داریم. هر پنج شنبه بین ۴۰۰ تا ۸۰۰ نفر را می‌بینم، اینها علاقه پیدا می‌کنند و مشکلات را با ما مطرح می‌کنند. 
 

 اینها به سیاست خارجی هم ربط دارد؟
در رابطه با وزارت خارجه از نظر اینکه با ۶ کشور هم‌مرز هستیم، با یک کشور غیرمستقیم هم‌مرز هستیم، حرف زدم. مسائل وزارت خارجه را باید حساس‌تر دنبال کنیم. 
 

 یعنی کسی به غیر از شما نبود که مخالف صحبت کند یا خودتان ثبت‌نام کردید؟
من خودم ثبت‌نام کردم، برای بعضی‌ها اسمم درآمد، بعضی‌ها درنیامد. 
 

 ماشاءالله! پس چندتا را ثبت‌نام کرده بودید؟
حالا... 
 

 آهان نمی‌خواهید بگویید؟
نه، یادم نیست.
 خندیدید؛ انگار یادتان هست‌ها...
وزیر نیرو بود که دریاچه ارومیه را خشک کرد و می‌کند که الحمدالله این مسوولیت را ازش گرفتند دادند کارگروه. وزیر محترم امور خارجه بود که مخالف صحبت کردیم. وزیر محترم بهداشت بود که می‌بینید وضعیت بهداشت را. وزیر محترم دارایی بود که دیدید سر این سبد کالا چه بلایی سر ایران آورد... 
 

 بعضی‌ها می‌گویند آقای قاضی‌پور دوست دارد از طریق همین مخالفت‌ها شهرتش بیشتر شود.
 

نه حرف اینها را شما نمی‌دانید که می‌زنید... درباره [صنایع] پتروشیمی [من توی] کمیسیون پیشنهاد دادم، ۱۸ رأی آورد، آقایان موبایلشان را روشن کردند، بیرون شنیدند، درجا بورس افت کرد. بعد آمدیم توی صحن ۱۵ تا رای آورد، شورای نگهبان ایراد گرفته شد، ۱۳ تا [رای گرفت]. شما ببین بعد وقتی وزیر می‌آید در بیست‌وسی می‌گوید، اینها چه شهرتی است، اینها همه‌اش دشمن‌تراشی است. با آدم‌های بزرگ سربه‌سر بگذاریم، همین می‌شود. آن روز ما پیشنهاد دادیم در بودجه درباره بازگشت مخابرات، لغو واگذاری مخابرات [که دوباره قیمت‌گذاری شود و] دوباره واگذاری کنیم. آقای ابوترابی سریعا گفت چیز. دولت گفت ما مخالفیم. ما می‌گوییم آقای نوبخت چرا مخالفت کردی؟ می‌گوید امممم...
 

یعنی فکر می‌کنید این حرف‌ها از سر دشمنی است؟
بله. 
 

 چرا باید دشمن شما بشوند؟
می‌شوند دیگر. وقتی منافع افراد را قطع می‌کنی، شما فکر می‌کنی پتروشیمی کم پول دارد تویش؟ ما خودمان را فدایی نظام می‌دانیم. اینها را [خبرنگارانی] مثل شما درمی‌آوردند. احساس مسئولیت می‌کنیم. ما‌‌ همان آدمی هستیم که روی مین می‌رفتیم. من فرمانده گروهان خط‌شکن بودم. آن زمان هم شهرت بود؟ ما خانه‌مان را در پیرانشهر آر.پی‌جی می‌زدند، نارنجک می‌انداختند سال ۶۸، شما هنوز به دنیا نیامده بودید. یا در جاده سردشت پیرانشهر کمین می‌خوردم. آنها هم شهرت بود؟ 
 

 خلاصه الان مشهورید. در خیابان می‌روید می‌شناسندتان؟
کجا؟
 در خیابان‌های ارومیه که باید بشناسندتان، در تهران.
 

چرا نشناسند.
 بیشتر تحویلتان می‌گیرند...
 

نه... نه این‌جور نیست. من وقتی می‌روم حرف دل مردم را می‌گویم، راننده تاکسی تهران را می‌گویم که دخل و خرجش نمی‌شود. وقتی می‌گویم مخابرات مال عموم است، وقتی می‌گویم جلوی مفت‌خور‌ها را بگیرید، وقتی می‌گویم سبد کالا توزیعش ناعادلانه است، می‌گویم آقای احمدی‌نژاد این کار‌ها را خلاف کرده.

 

شما حساب کن قانون تصویب کرده، بیچاره مهندس ناظران را استخدام نکردند. این آموزش فنی‌ها تبدیل به وظیفه نشدند. قانون تصویب کرده این پیش‌دبستانی 10 سال با فوق لیسانس کار می‌کند؛ باید استخدام می‌شده، اخراج شده. وقتی از حقوق مردم دفاع می‌کنیم، حرف دل مردم را می‌زنیم، مردم خوششان می‌آید. ما نوکر ملتیم. با رای مردم هم آدم شدیم، برای مردم هم ارزش قائلیم. وقتی مردم می‌بینند با مترو می‌آیم با تاکسی می‌آیم، پیاده می‌روم خیابان. مردم خوششان می‌آید، وقتی می‌بینند که خانه‌ام نظام‌آباد است، مردم خوششان می‌آید. 


 در ارومیه چطور اعتماد می‌کنند؟ چون می‌گویند شما کاندیدای دقیقه نود هستید.
من در ارومیه در‌‌ همان خانه‌ای زندگی می‌کنم که دانشجو بودم. شصت [سال ۱۳۶۰] بخشدار شدم، مدیرکل شدم، فرماندار بودم. نماینده شدم هیچ تغییری در من رخ نداده. وقتی می‌بینند که من دخترم را زود شوهر دادم، پسرم را 15 سالگی زن دادم. یعنی به گفته‌ام

عمل می‌کنم و مرد عمل هستم. مردم به من اعتماد می‌کنند. چرا اعتماد نکنند؟ 
 

 یک سوال ریشه‌ای؛ چرا اغلب نمایندگان مجلس وقتی صحبت می‌کنند داد می‌زنند؟
شما که از بیرون می‌شنوید میکروفن مستقیما باز است و راحت می‌شنوید. ما وقتی دوستانمان صحبت می‌کنند در رادیو واضح می‌فهمیم، اما صحن علنی مجلس دو تا اشکال عمده دارد؛ یک اشکالش نور است، نور کم است. دوم هم صوتش است، ناهنجار است. شما از بیرون خیلی بهتر از تو [صدا‌ها را] می‌شنوید. [برخی نماینده‌ها] سروصدا می‌کنند. [مثلا من] دارم صحبت می‌کنم، این همکارم با موبایلش صحبت کند... 
 

مگر موبایل‌ها را قطع نمی‌کنند؟
نه ما رای دادیم قطع کنند [اما نشده]. آن روز صحبت می‌کردیم، دست چپی من -دست چپم خالی است- [نماینده] دست راستم یک‌جوری صحبت می‌کرد که من گوشم کر شد. آدم فکر می‌کند باید داد بزند.
 آخر پشت تریبون هم حرف می‌زنید، بلند صحبت می‌کنید. آن موقعی که می‌گفتید آقای رئیس گوش کن...
 

نمایندگان دولت می‌آیند بحث پشت بحث می‌کنند. سیستم بهم می‌خورد. شما حساب کن چندتا نماینده منظم مرتب می‌نشینند.
 خب هم‌صنفی‌های خودتان هستند.
خب با رأی شما آمده‌اند دیگر. 
 

 خود شما راه نمی‌روید وسط صحن؟
به تمام صحبت‌ها گوش می‌کنم و اعتراض هم می‌کنم.
 اما یک عکس دیدیم که نماینده‌ها جمع شده بودند و شما هم بودید. بعد از نطق آقای پزشکیان.
فکر نکنم. بعد نطق جنجالی رفتم حمایت کردم. آره می‌خواستند جسارت کنند، من رفتم گفتم بنشینید! این همشهری ماست. 
 

به خاطر اینکه همشهری بود دفاع کردید؟
نه. برادر شهید بود، با ما [از سال] ۵۲ رفیق بود.
 یعنی نماینده‌های آذری‌زبان هوای هم را دارند.
نه ما اصولمان بر ولایت است. 
 

درآمد نماینده‌های مجلس چقدر است؟
من فیشم را می‌گذارم توی سایت. 3 میلیون و 400هزار تومان از مجلس [حقوق] می‌گیرم. کارمند استانداری بودم،‌‌ همان فرماندار پیرانشهر. بعد استاندار و مدیرکل بودم. [بدانید که] آنهایی که از دانشگاه آمدند، هیچ وقت از مجلس حقوق نمی‌گیرند. آنهایی که با ارتش آمده‌اند، از مجلس [حقوق] نمی‌گیرند. قضات حقوق مجلس را نمی‌گیرند. حقوق مجلس خیلی پایین است. به اکثر ما نه اضافه‌کار می‌دهند، نه حق ماموریت می‌دهند. 
 

 عدد پرداختی مجلس، کم هم نیست؟
دیگر برای من همین است. من زندگی‌ام را بر آن مبنا یک مقدار کمتر کنترل می‌کنم. 
 

 فکر کنیم به سفرهایی که آخر هفته می‌روید ارومیه هم پرداخت می‌کنند؟
هواپیما یک دانه ماهی رفت و برگشت پرداخت می‌کنند. من ماهی چهار بار می‌روم. 
 

 سه بارش راخودتان می‌دهید؟
شش تا از جیب مبارک خودم می‌دهم. 
 

 پس چرا همه فکر می‌کنند نمایندگان مجلس پولدار هستند و اگر یک بار نماینده شوی، برای همه عمرت بس است؟
نخیر، نمایندگانی هستند که الان راننده تریلی هستند، فعال هستند. شما وقتی کارمند رسمی باشی بازنشسته می‌شوی. دیگر‌‌ همان حقوق کارمندی را می‌گیری و به مجلس ربطی ندارد. 
 

 راستی چرا دقیقه نود به انتخابات اضافه می‌شوید؟
از آقایانی که رد می‌کنند بپرسید.
 همان آقایان بعد از اینکه رد می‌کنند، دقیقه 90 تاییدتان می‌کنند. بعد هم رای می‌آورید!
مجلس هفتم [صلاحیت] ندادند. مجلس هشتم دوشنبه 12 شب دادند. مجلس نهم، چهارشنبه 12 ظهر دادند. 
 

 چطور در این مدت کوتاه تبلیغات می‌کنید؟
اگر 12 ظهر هم بدهند، ما تا بعد از ظهر کارمان را می‌کنیم. 
 

خب سوالمان دقیقا همین است که شگردتان چیست که بدون تبلیغات رای را می‌آورید؟
شگرد خاصی ندارم ما هیاتی هستیم، هیاتی‌ها همینگونه‌اند. 
 

 حالا اگر اتفاقی افتاد و دوره بعد نماینده نشوید چه کار می‌کنید؟
می‌روم کشاورزی. مسجد. 
 

مگر نگفتید کارمند استانداری هستید؟
آ‌ها. بله می‌روم آنجا و دنبال زندگی و هیات‌های مذهبی هم یک سری کار‌ها می‌کنم

 

 

با خانواده آقای نماینده آشناشوید

مثل پادگان

کنجکاوی است دیگر! برخی مواقع می کشد به سوالهای خانوادگی. به خصوص آنکه فرزندان قاضی پور همه جوانند و هم سن و سال و نظرشان درباره پدر باید جالب باشد. خانواده شلوغی که خودش می گوید شبیه پادگان است.

چندتا بچه دارید؟

فعلا 4 تا.

همه شان ازدواج کرده اند؟

همه ازدواج کرده اند.

فرزند محصل هم دارید؟ هم سن و سال ما؟

محصل هستند دیگر. دوتایشان محصل هستند. کی می تواند این کار را بکند که برای پسرهایش 15-16 سالگی زن بگیرد.من اعتقاد دارم لشگر صاحب الزمان هرچی بیشتر به نفع اسلام.

با این تفاسیر نوه هم دارد. چند تا نوه دارید؟

بله. فعلا دوتا.

واکنش بچه هایتان در مورد اینکه در بحث ها شرکت می کنید و در صدر خبرها قرار می گیرید، چیست؟

خانه ما پادگان است

یعنی چی؟

یعنی کسی حق واکنش ندارد. بعد بگویم در خانه ما هیچ زن مانتویی نمی تواند بیاید.در خانه ما تا نماز نباشد،نهار نیست، شام نیست. روز جمعه تا نماز جمعه نروند نهار نمی دهیم.

بعد بچه ها در مورد همین مخالفت شما و ...

نه در مورد مجلس در خانه هیچ بحثی نمی شود.

یعنی نمی آیند بگویند در مورد فلان موضوع صحبت بکن یا بهتر است حرف نزنی.

نه. به آنها چه ربطی دارد؟من نماینده ملتم،نماینده آنها نیستم که.

خب آنها هم جزو ملت هستند.

نه آنها زیرمجموعه خودم هستند. حق اظهارنظر ندارند.خیر.حکومت پدری است.

واکنش بچه ها را نگفتید...

به ما اعتماد دارند می دانند ما با سختکوشی زندگی می کنیم.

به زندگی خودشان هم سخت می گیرید؟

عرض کردم که.شما قیافه شان را ببینید معلوم است.

یعنی خودشان باید بروند کار کنند یا برایشان پیدا می کنید؟

هردوتا پسرها ازدواج کرده اند و فعلا محصل هستند. یکی شان پیش دبستانی اش امسال تمام شده و یکی شان دارد می خواند.

منظورتان پیش دانشگاهی است؟

(خنده). بله، اینقدر به این بیچاره معلم های پیش دبستانی ظلم شده زبانم نچرخید. الحق این آقای حاجی بابایی ظلم فاحشی کرد.

منبع :آینا نیوز

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم فروردین 1393ساعت 22:29  توسط ناظر  |